یک متن قابل تامل در صفحه تقدیمی یک کتاب

 

متن زیر تقدیمی یک دوست است به من و تقدیمی من است به سایر دوستان و عزیزانم بویژه صالح و سبحان و ستاره های آسمانی .
اخیراً کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار" با قلم استاد علوم سیاسی دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است.
صفحه "تقدیم" آن در نوع خود کم نظیر است.

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد!

برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛

ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد،

از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد

از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود

از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد

تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود

به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد

برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد

از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت

غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد

دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود

برای کسب قدرت،به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند.

نامه زیبا و آموزنده آبراهام لینکلن به معلم پسرش

نامه زیبا و آموزنده آبراهام لینکلن به معلم پسرش

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید
که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد.

به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود.

به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.

می دانم که وقت می گیرد اما به او بیامورزید که اگر با کار و زحمت خویش یک
دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین 5 دلار بیابد.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه
خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند. به پرندگان در حال پرواز در آسمان دقیق شود.به
گلهای درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به
قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردنکشها، گردنکش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف
بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد
انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید.

اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند
برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش
بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید.

بگذارید که او شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سن و سال
خوبی است.

تغییر

نشانه یک جامعه مرده
 

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :
چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...
اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانون
کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.
تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است
اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت
نه تنها کسی کمکش نمی‏ کند،
بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود
و این نشانه یک جامعه مرده است
ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :
متکلم هستند نه‏ ساکت، متحرکند نه ساکن، باخبرترند نه بی‏خبرتر.

استاد مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل

انسان


تحول

ان الله لا یغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم"
همانا خداوند بر هیچ گروهی آنچه را دارند تغییر نمی دهد، تا آنکه آنان آنچه را در خود دارند تغییر دهند - سوره رعد، آیه 11

شعری از رهبر انقلاب در وصف حضرت مهدی(عج) :

 

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست كه سرداده ام فغان

بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد كه دل از سینه بركنم

باری علاج شكر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سركشت

خورشید من برآی كه وقت دمیدن است

سوی تو این خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پركشیدن است

بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو

هرگل در این چمن كه سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی كنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را كه لب به دام هوس گشت آشنا

روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

سال تولید ملی

علی ابن ابیطالب : برای مشاورت ، خردمندان را برگزین تا از ملامت و ندامت در امان باشی

علی ابن ابیطالب :

 چه زشت است کوچکی به هنگام نیاز و سرکشی به هنگام بی نیازی